پرده سبز

در پرده سبز، تماشاگر جهان را از نگاه شخصیتی نامرئی می‌بیند؛ شخصیتی که نه با تصاویر جنگ، بلکه با غیاب آن‌ها مواجه است. در حالی که رسانه‌های بین‌المللی با صدای بلند از ویرانی سخن می‌گویند، صفحه هیچ نشانی از آن نشان نمی‌دهد. این فیلم مرز میان واقعیت زیسته و حقیقت رسانه‌ای را به پرسش می‌کشد و آشکار می‌کند که چگونه رسانه، ادراک ما از جنگ را می‌سازد و دگرگون می‌کند.

زندگی‌نامه کارگردان

من، حسین اعتمادفرد، از هجده‌سالگی با تئاتر و نوشتن نقد درباره‌ی آن زندگی کردم. تئاتر برایم مثل یک کلاس درس بی‌پایان بود؛ جایی که یاد گرفتم چطور قصه‌ها را لمس کنم و از زاویه‌ی دیگر نگاه کنم. در همان سال‌ها، تجربه‌ی داستان‌سرایی در انجمن شعر و داستان جوان استان گلستان برایم دریچه‌ای تازه به جهان روایت گشود. چندبار هم اشعارم در محافل ادبی برگزیده شد؛ تجربه‌ای که به من جسارت بخشید قصه‌هایم را بلندتر و عمیق‌تر بیان کنم.

در دوران دانشجویی، به صورت داوطلبانه با مجموعه هنری اسدیه گلستان همکاری کردم و در کنار آن، در تئاترهای دانشجویی به عنوان بخشی از تیم نویسندگان فعال بودم. همه‌ی این مسیرها، قدم‌هایی بودند که بعدها در فیلم‌سازی خودش را نشان دادند.

در سی‌وپنج‌سالگی با جمعی جوان و پرانرژی تصمیم گرفتیم تصویر را هم تجربه کنیم؛ این‌طور شد که وارد مسیر فیلم‌سازی شدم. اولین تجربه جدی‌ام در مقام تهیه‌کننده و سرمایه‌گذار، فیلم کوتاه تفنگ چخوف بود. این فیلم در سال ۱۴۰۳ در جشنواره‌های فیلم کوتاه تهران، فجر تهران و فیلم‌های ورزشی تهران به نمایش درآمد و موفق شد جایزه ویژه دبیر جشنواره را کسب کند. بعدتر، مسیرش را به جشنواره بنیاد فرهنگ در آمریکا، Amur Autumn در روسیه و جشنواره جهانی فیلم‌های ورزشی میلان هم باز کرد.

پس از آن، در مقام تهیه‌کننده و محقق به سراغ پروژه‌ی دیگری رفتیم: فیلم آفرینش نسخه X که حالا در آغاز سفر خود در جشنواره‌های بین‌المللی است.

اما نقطه‌ی عطف شخصی من، فیلم پرده سبز است؛ اولین تجربه‌ی کارگردانی‌ام که در عین حال تهیه‌کنندگی‌اش را هم بر عهده داشتم. این فیلم برایم چیزی فراتر از یک پروژه است؛ آغاز راهی تازه و متفاوت.

تمامی این فعالیت‌ها زیر پرچم کمپانی رخ فیلم شکل گرفته‌اند؛ جایی که من همچنان فعالانه در آن حضور دارم و باور دارم که قصه‌های تازه‌ای در راه است.

 

بیانیه کارگردان

حقیقت را کجا باید جست؟ در آنچه چشم می‌بیند یا در آنچه رسانه تصویر می‌کند؟
رسانه با نیرویی عظیم، جهانی تازه می‌آفریند؛ جهانی که در آن، بازنمایی می‌تواند به‌سادگی جایگزین واقعیت شود. این فیلم تلاشی است برای مکث در همان مرز باریک، جایی که تصویر خاموش است اما صدا همچنان فریاد می‌زند.

شخصیت اصلی هیچ‌گاه دیده نمی‌شود. نگاه او، نگاه ماست؛ نگاهی که به جای ویرانی و انفجار، با غیاب تصویر روبه‌رو می‌شود. این غیاب پرسشی برمی‌انگیزد: آیا حقیقت همان چیزی است که رسانه برای ما روایت می‌کند؟

در سطح بصری، تمام رنگ‌های سبز طبیعت زدوده شده و جهان به طیفی از خاکستری بدل می‌شود. تنها سبزی که باقی می‌ماند، سبزِ مصنوعی پرده‌ای است که خبرها را بر آن پخش می‌کنند؛ نمادی از جایگزینی طبیعت زنده با بازنمایی رسانه‌ای و تغییری که در ادراک ما از واقعیت رخ می‌دهد.

اما پرده سبز نگاهی متفاوت به جنگ‌های خاورمیانه دارد؛ جایی که نه تانکی دیده می‌شود و نه بمبی فرو می‌افتد. آنچه فرو می‌ریزد، گلوله نیست، بلکه بارانی از خبرهاست؛ خبرهایی که بی‌وقفه بر روان شهروندان فرود می‌آیند و آرامش جمعی را به آوار بدل می‌کنند. این جنگ، در خاک و مرزها رخ نمی‌دهد، بلکه در ذهن و جان انسان‌ها شعله می‌کشد؛ جنگی پنهان که از دل تنش‌های دیرینه در منطقه برمی‌خیزد و همچون سایه‌ای سنگین، از ایران تا همسایگانش، بر زندگی مردم می‌افتد.

پرده سبز دعوتی است به تردید؛ به مکث در برابر روایت‌های آماده و از پیش ساخته‌شده. این فیلم پرسشی ساده اما بنیادین طرح می‌کند: وقتی رسانه‌ها جهان را برای ما تعریف می‌کنند، ما کدام تصویر را باور خواهیم کرد؟

عنوان بندی

تهیه کننده و کارگردان: حسین اعتمادفرد

نویسنده: سید عباس حسینی

 صداگذار: سلمان ابوذر

مدیر فیلم‌برداری: سپهر کرمی

مدیر تولید: حامد خرقانی

طراح صحنه: مریم هاشمی

دستیار کارگردان: هومن والامنش

عکاس پشت‌صحنه: یگانه خلیلی

تدوین: فاطمه اسماعیلی

برنامه‌ریز: فاطمه شاهدی

کالریست: سید عباس حسینی

مشاور هنری: پگاه طبسی

مسئول لجستیک: سروش یاسینی

 

رخ فیلم

فعال در زمینه فیلم‌سازی به صورت مستقل.

لینک های وبسایت

راه های ارتباطی

تمامی حقوق متعلق به گروه فیلم‌سازی "رخ‌فیلم" است.